هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

663

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

جواب به دست‌خط مبارك رسيد ، كه صورت آن در اين‌جا ثبت مىشود : صورت دست‌خط مبارك « جناب نظام العلماء ذريعه « 1 » شما [ را ] كه به خط خوش پسر خود نوشته بوديد ، ملاحظه كردم . بسيار محظوظ شدم كه به حمد الله از خانوادهء شما چقدرها اشخاص « قابل » و « بافايده » براى خدمات دولت تربيت شده و حاضر هستند . وكيل الملك « 2 » كه جاى خود دارد ، چقدرها قابل ارجاع خدماتى دولتى است و مشغول است . ميرزا محمود « 3 » خان « 4 » هم الحق جوان آراسته و شايستهء هر نوع خدمات است . ان شاء الله پسرهاى شما هم همه قابل و منشأ خدمات همايون در آتيه خواهند شد . در حق شما هم كمال التفات و مرحمت داشته و داريم . بودن شما را در حضور و تهران هيچ‌وقت فراموش نمىكنم . بازهم البته اتفاق خواهد افتاد كه ملاقاتى بشود و به حضور برسيد . زياده فرمايشى نبود . 1302 [ ه . ق . ] » بعد از چندى ، عريضه [ اى ] ديگر عرض كرده ، با كتاب مصابيح كه تازه تأليف و چاپ شده بود ، ايفاد حضور مبارك نمود . دستخط مبارك به اين نمط « 5 » صادر شد : صورت دستخط مبارك « جناب نظام العلماء عريضهء آن جناب ملحوظ « 6 » افتاد . در وصول معروضات شما كه آيت « صدق » و گواه « دولت‌خواهى » و « دعاگويى » شماست ، خاطر ما را مسرّت و انبساط مخصوص حاصل مىشود و معتقدات خودمان را نسبت به آن جناب كامل‌تر مىبينيم . نسخه [ اى ] كه در مسائل مبدأ و معاد به براهين حسنه و منصوصات « 7 » آيات و اخبار

--> ( 1 ) . وسيله واسطه ، دستاويز . ( 2 ) . « مقصود از وكيل الملك ، ناظم الدوله است كه آن‌وقت‌ها لقب وكيل الملكى داشت . » ( حاشيه مؤلف ) ( 3 ) . در اصل : محمو ( 4 ) . « مقصود از ميرزا محمود خان ، علاء الملك است كه آن‌وقت‌ها وزير مختار بود ، ولى اين لقب را نداشت . » ( حاشيه مؤلف ) ( 5 ) . بر اين قسم ، به همين ترتيب . ( 6 ) . ديده شده ، ملاحظه شده . ( 7 ) . منصوصات ( mansuast ) جمع منصوص است و منصوص يعنى معين شده ، در نهايت تفحص تحقيق شده ، به ثبوت رسانيده ، آن‌چه از آيات قرآن ( كتاب دينى مسلمانان ) و احاديث بزرگان تشيع اماميه كه صريح و آشكار باشد و محتاج به تأويل نبود . ( فرهنگ فارسى معين ، 4 / 3002 ) .